بال‌هایش را گشوده بود و گریه می‌کرد. پریشان حال و غم‌زده.

تربتی خوش‌بو که از مزار دوست دیرینش برگرفته بود با خود داشت و نزد رسول آورد به همراه خبر فاجعه‌ی فجیعی که بر سر سالار شهیدان آمد...

جبرئیل، اولین ملکی بود که خبر شهادت حضرت أباعبدالله را نزد رسول اکرم آورد و عرض تسلیت کرد[1]. با شمایل مصیبت دیدگان و اندوهی فراوان. او که در کودکی با حسین بن علی هم‌بازی و هم‌نشین بود، اینک چه اندازه برایش دیدن رنج دوست گران می نمود.

چهارهزار فرشته از آسمان در روز حادثه بر امام فرود آمدند و پس از عرض ادب تقاضای مشارکت در نبرد کردند. امام ع خوب می دانست که اینک نوبت عرض اندام نیروهای ماورایی نیست. انگیزه و هدف در این کارزار بُرد نیست... آگاهی است. یک آگاهی ابدی که تنها با اعجاز یک خون پاک مُهر می‌خورَد.

فرشتگان بی تابی می‌کنند. امام شرم دارد که دست رد بر سینه‌ی این بندگان پاک خدا زند.

راه چاره‌ای می‌یابد: به آسمان برگردید و اذن جنگ بگیرید. اگر اجازه‌ی الاهی به همراه آورید، من نیز اذن جنگ خواهم داد.

فرشتگان به امید گرفتن اجازه‌ی جهاد به سوی آسمان می‌روند و در مسیر بازگشت است که خورشید را گلگون می‌بینند و زمین را خونین[2]... -چرا که او کسی است که آسمان و زمین به حالش گریست-[3] و عجیب نیست خون گریستن آسمان و خورشید و پرندگان که آن‌ها موجوداتی صاحب شعورند و تسبیح گوی باری‌تعالی[4].

 آن فرشتگان، دیگر به مأوای خویش در ملکوت برنمی‌گردند... در کنار مولایشان مقیم می‌شوند؛ پریشان حال و آشفته موی و ثناگویِ زائران آن حضرت تا روزی که منتقم، خویشتن آشکار کند و انتقام بگیرد.

 هر كس امام را زيارت كند آن‌ها ازو استقبال ميكنند و چون وداع حضرت كند او را مشايعت نمايند و اگر مريض شود ازو عيادت كنند و چون بميرد نماز بر او خوانند و طلب مغفرت برایش كنند.

گویند مویه‌ و ضجه‌ی آنان به قدری حزن برانگیز و دردآور است که خورد و خوراک را از صاحبان گوش‌های شنوا باز می‌گیرد و آرامش را از هر شنونده‌ای می‌ستاند[5]. آشکار است که آگاهی آنان که در زندان زمان و زمین و حصار جسم اسیراند بسی بیشتر است. آری؛ این است معنای" وجَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصیبَتُکَ فِى السَّمواتِ عَلى جَمیعِ اَهْلِ السَّمواتِ"

پس چه شرم آور است که ما آدمیان اسیر خاک در سوگ مولای خویش نباریم...

موی پریشان نکنیم..

بر سر و سینه نزنیم...

خاک بر سر نکنیم...

نگرییم و عزا نگیریم... 

 دیدار در شب دهم...

 

[1] ابن عباس در کامل الزیاره

[2] در امالی و عیون اخبار رضا روایت شده: حضرت رضا فرمودند: آسمان های هفت گانه و زمین بر حسین گریستند. همچنین در کامل الزیاره آمده است: ...وقتی حسین کشته شد تا یک سال و نه ماه آسمان مانند خون بسته بود و آفتاب چون خون می نمود.

[3] در کامل الزیاره نقل شده که امیرالمؤمنین ع در مسجد کوفه مشغول تلاوت این آیه بود: فمابکت علیهم السماء و الآرض و ما کانوا منظرین. ناگاه امام حسین ع از در وارد گردید. حضرت فرمود: اما ان هذا سیقتل و یبکی علیه السماء و الأرض

[4] . وَ إِنْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبيحَهُمْ(اسراء(17):44

[5]. اخبار و آثار حضرت امام رضا عليه السلام، ص: 359